تبليغاتX
من او

خبر خوش و غير منتظره

بسم الله

امروز اتفاق عجيب و شيريني افتاد. خبري به ما رسيد كه فكرش را نمي‌كرديم.

 خبري كه زندگي آدم را به شدت تحت تاثير قرار مي دهد. شب دوبار به حافظ تفال زديم. يك بار زهره جان اين كار را كرد و يك بار هم با پدرم تماس گرفتم و از او خواستم به حافظ تفالي بزند.

 

و اما تفال زهره جان:

بيا كه رايت منصور پادشاه رسيد

نويد فتح و بشارت به مهر و ماه رسيد

 

جمال بخت زروي ظفر نقاب انداخت

كمال عدل به فرياد دادخواه رسيد

 

و تفال پدرم به حافظ:

دلا رفيق سفر بخت نيكخواهت بس

نسيم روضه شيراز پيك راهت بس

 

دگر زمنزل جانان سفر مكن درويش

كه سير معنوي و خانقاهت بس

 

خدايا بابت همه خوبي‌ها و الطافت از تو ممنونيم.

 

+ نوشته شده در یکشنبه 30 فروردین1388ساعت 21:35 توسط محمد گلزاري |